راهنماها

بهترین بازی‌های فانتزی برای ورود به جهان‌های دیگر

یک راهنمای کاربردی برای انتخاب بازی فانتزی بر اساس حسی که دنبالش هستی: گم شدن در جهان باز، تاریکی باشکوه، انتخاب اخلاقی، نبرد سخت، ماجراجویی شاعرانه یا شروعی ساده‌تر.

بهترین بازی فانتزی همیشه آن بازی نیست که بیشترین جایزه را گرفته یا بلندترین نقشه را دارد. گاهی بهترین انتخاب، جهانی است که درست با حال امروز تو جور درمی‌آید. شاید امشب بخواهی در برف و کوهستان گم شوی. شاید بخواهی وارد سرزمینی تاریک شوی که هر پیروزی اش بهای سنگینی دارد. شاید به دنبال داستانی باشی که انتخاب‌های اخلاقی اش ساده نباشد. شاید هم فقط می‌خواهی در جهانی دیگر نفس بکشی، نه برای فرار خام از واقعیت، بلکه برای این که چند ساعت شکل دیگری از بودن را تجربه کنی.

این راهنما قرار نیست یک رتبه‌بندی خشک بسازد و بگوید شماره یک برای همه یکی است. فانتزی با سلیقه، حوصله، سن، خاطره و حتی خستگی آدم‌ها عوض می‌شود. برای همین بازی‌ها را بر اساس حس دسته‌بندی می‌کنیم: جهان گردی، دارک فانتزی، داستان و انتخاب، مبارزه، حس افسانه‌ای، و شروع ساده‌تر. اگر تازه وارد بازی‌های فانتزی شده ای، این مقاله باید کمک کند بدانی از کدام دروازه وارد شوی. اگر بازی‌های زیادی را تجربه کرده ای، شاید کمک کند بفهمی‌چرا بعضی جهان‌ها هنوز در ذهن می‌مانند.

در های فانتزی چیست؟ گفتیم جهان دوم فقط یک پس‌زمینه بزرگ نیست؛ جایی است با قانون، تاریخ، جغرافیا و زخم خودش. بازی‌های فانتزی وقتی خوب کار می‌کنند که این جهان دوم را قابل لمس کنند. تفاوت بازی با رمان یا فیلم این است که تو فقط شاهد جهان نیستی. در آن راه می‌روی، اشتباه می‌کنی، برمی‌گردی، می‌سازی، می‌جنگی، و گاهی حتی بی هدف در آن می‌مانی.

تالاری تاریک با چند دروازه روشن به جهان‌های فانتزی گوناگون و مسافری تنها در مرکز

قبل از انتخاب: دنبال چه حسی هستی؟

اگر از خودت بپرسی بهترین بازی فانتزی چیست، جواب خیلی زود مبهم می‌شود. اما اگر بپرسی امشب از فانتزی چه می‌خواهم، جواب روشن‌تر است. دنبال آزادی هستی یا داستان؟ دنبال آرامش هستی یا چالش؟ می‌خواهی جهان به تو خانه بدهد یا زخم؟ می‌خواهی با هیولا بجنگی یا بفهمی‌اصلا هیولا کیست؟

برای همین بهتر است بازی‌ها را مثل دروازه ببینیم. بعضی دروازه‌ها به سرزمین‌های قابل زندگی می‌رسند. بعضی به تاریکی هایی که باید با احتیاط واردشان شد. بعضی به میز تصمیم، همراهان و دیالوگ. بعضی به میدان نبرد، جایی که بدن و تمرکز تو هم بخشی از داستان می‌شود.

انتخاب سریع بر اساس حال و حوصله

اگر فقط یک جواب سریع می‌خواهی، این نقشه شروع خوبی است. برای جهان باز و حس اقامت، Skyrim هنوز انتخابی نیرومند است. برای شکوه ویرانی و چالش، Elden Ring یکی از قوی‌ترین دروازه هاست. برای داستان خاکستری و اخلاق پیچیده، The Witcher 3 هنوز جایگاه خودش را دارد. برای نقش آفرینی گروهی و آزادی انتخاب، Baldur's Gate 3 انتخابی جدی است. برای اکشن فیزیکی و نبردهای زنده، Dragon's Dogma 2 مناسب‌تر است. برای شروع ساده‌تر و مدرسه جادو، Hogwarts Legacy ورودی نرم تری می‌دهد. برای دنیایی آنلاین و طولانی، Final Fantasy XIV بیشتر شبیه مهاجرت به یک قاره است تا تمام کردن یک بازی.

این خلاصه کافی نیست، اما جهت می‌دهد. حالا باید ببینیم هر بازی چه جور دروازه ای می‌سازد.

مسافری با فانوس بر سر چندراهی سنگی، میان مسیرهای برفی، تاریک، جنگلی، آتشفشانی و ساحلی

برای جهان گردی و گم شدن: Skyrim

اگر می‌خواهی وارد جهانی شوی که فقط ماموریت ندهد، بلکه اجازه دهد در آن قدم بزنی، Skyrim هنوز یکی از بهترین شروع هاست. قدرت Skyrim در این نیست که از نظر مکانیکی بی‌نقص است. قدرتش در حس اقامت است: برف، کوهستان، مهمان خانه، موسیقی، غارهای کوچک، شهرهای آشنا و مسیرهایی که کم کم تبدیل به‌خاطره می‌شوند.

Skyrim برای کسی مناسب است که می‌خواهد جهان فانتزی را مثل مکان تجربه کند. نه فقط برای شکست دادن دشمن، بلکه برای برگشتن، خانه ساختن، پرسه زدن و پیدا کردن قصه‌های کوچک. اگر می‌خواهی دقیق‌تر بدانی چرا این بازی برای خیلی‌ها تبدیل به خانه ذهنی شده، مقاله Skyrim؛ چرا بعضی جهان‌ها قابل زندگی کردن می‌شوند؟ ادامه طبیعی این بخش است.

برای شکوه خطرناک: Elden Ring

Elden Ring برای کسی است که از فانتزی فقط پناه نمی‌خواهد. این بازی جهان را مثل بقایای یک اسطوره شکسته نشان می‌دهد: زیبا، بی رحم، خاموش و پر از چیزهایی که توضیح کامل نمی‌دهند. اگر می‌خواهی در جهانی قدم بزنی که هر افقش وعده و تهدید را با هم دارد، Elden Ring انتخابی بزرگ است.

اما این دروازه برای همه مناسب نیست. Elden Ring صبر می‌خواهد، شکست می‌خواهد، و از بازیکن انتظار دارد با ابهام کنار بیاید. اگر از راهنماهای زیاد، مسیرهای روشن و آرامش کامل خوشت می‌آید، شاید شروع سختی باشد. ولی اگر می‌خواهی فانتزی را در شکل حماسی، تاریک و زخمی‌اش ببینی، کمتر بازی ای چنین اثر عمیقی می‌گذارد. در Elden Ring؛ جهان شکسته، مرگ و زیبایی ویرانی دقیق‌تر به همین حس پرداخته ایم.

برای اخلاق خاکستری: The Witcher 3

The Witcher 3 برای کسی است که می‌خواهد فانتزی فقط درباره نجات جهان نباشد. اینجا هیولا همیشه هیولا نیست و انسان همیشه انسانی‌تر نیست. قدرت این بازی در فضای خاکی، تصمیم‌های تلخ، شخصیت‌های شکسته و جهانی است که ساده جواب نمی‌دهد.

اگر فانتزی حماسی معمولی گاهی زیادی تمیز و روشن به نظر می‌رسد، The Witcher 3 آن روشنایی را گل آلود می‌کند. نه برای این که همه چیز را پوچ کند، بلکه برای این که اخلاق را سخت‌تر و انسانی‌تر نشان دهد. این بازی برای کسانی مناسب است که داستان، شخصیت، دیالوگ و انتخاب‌های ناراحت کننده را جدی می‌گیرند. مقاله The Witcher؛ جهانی که در آن خیر و شر ساده نیست همین زاویه را بیشتر باز می‌کند.

برای نقش آفرینی و آزادی انتخاب: Baldur's Gate 3

Baldur's Gate 3 برای کسی است که می‌خواهد جهان فانتزی را با تصمیم‌های خودش شکل دهد. این بازی بیشتر از آن که فقط درباره نبرد باشد، درباره امکان است: حرف زدن، فریب دادن، نجات دادن، اشتباه کردن، ساختن گروه، و دیدن این که انتخاب‌های کوچک چطور مسیر را تغییر می‌دهند.

اگر از بازی‌های گروهی، دیالوگ، تاکتیک نوبتی و حس بازی رومیزی لذت می‌بری، Baldur's Gate 3 یکی از مهم‌ترین ورودی‌های امروز فانتزی است. برای شروع شاید کمی‌پرجزئیات باشد، اما اگر حوصله بدهی، پاداشش جهانی است که انگار مدام به انتخاب‌های تو پاسخ می‌دهد. این بازی نشان می‌دهد فانتزی فقط با شمشیر و جادو زنده نمی‌شود؛ با پیامد زنده می‌شود.

برای آزادی بازیگوشانه: The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom

Tears of the Kingdom بیشتر از آن که فانتزی تاریک یا سنگین باشد، فانتزی کشف و بازی است. اینجا جهان مثل یک جعبه اسرارآمیز باز می‌شود: آسمان، زمین، غار، سازه، ابزار و مسیرهای عجیب. فانتزی در این بازی کمتر به شکل اندوه یا فلسفه وارد می‌شود و بیشتر به شکل کنجکاوی.

اگر می‌خواهی جهانی را تجربه کنی که به تو اجازه دهد با محیط بازی کنی، راه حل‌های شخصی بسازی و از دیدن یک ایده کوچک خوشحال شوی، این بازی انتخاب خوبی است. برای کسی که از خشونت سنگین یا روایت بیش از حد تاریک خسته شده، Zelda می‌تواند یادآوری کند فانتزی گاهی یعنی جهان هنوز جایی برای بازیگوشی دارد.

برای نبرد فیزیکی و هیولاهای عظیم: Dragon's Dogma 2

Dragon's Dogma 2 برای کسی مناسب است که می‌خواهد فانتزی را با بدن حس کند. نبردها در این بازی فقط عدد و منو نیستند؛ وزن، موقعیت، بالا رفتن از بدن هیولا، همراهان، خطر جاده و غافلگیری‌های سفر اهمیت دارند. این بازی گاهی خشن و ناصاف است، اما همین ناصافی برای بعضی بازیکن‌ها حس ماجراجویی زنده می‌سازد.

اگر دنبال جهانی هستی که سفر در آن همیشه قابل پیش بینی نباشد، Dragon's Dogma 2 می‌تواند جذاب باشد. بهترین لحظه هایش زمانی رخ می‌دهند که برنامه تو خراب می‌شود: شب می‌رسد، هیولا سر راه ظاهر می‌شود، همراهت واکنش نشان می‌دهد و ناگهان مسیر ساده تبدیل به ماجرا می‌شود.

برای مهاجرت طولانی به یک جهان: Final Fantasy XIV

Final Fantasy XIV یک بازی برای تمام کردن سریع نیست. بیشتر شبیه سکونت طولانی در جهانی آنلاین است؛ با شهرها، شغل‌ها، قاره‌ها، داستان‌های بزرگ، موسیقی، جامعه بازیکنان و فصل‌های روایی که سال‌ها ادامه پیدا کرده اند. اگر دوست داری فانتزی برایت تبدیل به عادت بلندمدت شود، این گزینه جدی است.

البته باید بدانی MMO بودن یعنی زمان، صبر و ارتباط با سیستم‌های آنلاین. این بازی برای کسی مناسب نیست که فقط یک تجربه کوتاه و بسته می‌خواهد. اما اگر می‌خواهی فانتزی را مثل سفری چندماهه یا چندساله ببینی، Final Fantasy XIV می‌تواند یکی از عمیق‌ترین حس‌های جهان دوم را بدهد.

برای شروع ساده تر: Hogwarts Legacy و Avowed

همه لازم نیست ورودشان به فانتزی با سختی Elden Ring یا جزئیات Baldur's Gate 3 باشد. بعضی‌ها ورودی نرم‌تر می‌خواهند. Hogwarts Legacy برای کسانی مناسب است که مدرسه جادو، قلعه، طلسم، پرواز و کشف محیط را دوست دارند و می‌خواهند بدون پیچیدگی زیاد وارد جهان جادویی شوند. اگر با فضای آن جهان ارتباط داری، این بازی شروع ساده و قابل فهمی‌است.

Avowed هم می‌تواند برای کسانی که به نقش آفرینی اول شخص و تصمیم‌های روشن‌تر علاقه دارند، ورودی مناسبی باشد. جهانش فشرده‌تر از بعضی RPGهای عظیم است، اما همین می‌تواند مزیت باشد: همه نمی‌خواهند صدها ساعت در جهان گم شوند. گاهی یک جزیره مرموز، چند همراه، چند انتخاب و ماجراجویی متمرکز کافی است.

برای تاکتیک، جادو و میز تصمیم: Divinity: Original Sin 2

اگر Baldur's Gate 3 را دوست داری یا می‌خواهی قبل یا بعد از آن سراغ یک تجربه تاکتیکی دیگر بروی، Divinity: Original Sin 2 هنوز ارزش تجربه دارد. این بازی برای کسی است که از ترکیب جادو، محیط، آتش، سم، باران، ارتفاع و تصمیم‌های گروهی لذت می‌برد. در اینجا نبردها اغلب مثل معماهای خطرناک عمل می‌کنند.

Divinity برای شروع کاملا ساده نیست، اما برای کسانی که از فکر کردن در میدان نبرد لذت می‌برند، جهان زنده ای می‌سازد. فانتزی اینجا فقط در نام جادوها نیست؛ در این است که خود محیط به بخشی از قدرت و خطر تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که در مقاله سیستم جادو چیست؟ هم مهم بود: قدرت وقتی جدی می‌شود که قانون، هزینه و واکنش داشته باشد.

کدام را اول بازی کنم؟

اگر تازه شروع می‌کنی، از Skyrim، Hogwarts Legacy یا Avowed شروع کن. اگر حوصله داستان و انتخاب داری، The Witcher 3 یا Baldur's Gate 3 انتخاب‌های قوی تری هستند. اگر چالش، شکوه و تاریکی می‌خواهی، Elden Ring را جدی بگیر. اگر می‌خواهی بازی برایت تبدیل به عادت طولانی شود، Final Fantasy XIV مسیر خودش را دارد. اگر مبارزه زنده و سفرهای غیرقابل پیش بینی می‌خواهی، Dragon's Dogma 2 را امتحان کن. اگر تاکتیک و جادوی واکنشی می‌خواهی، Divinity: Original Sin 2 هنوز می‌درخشد.

نکته مهم این است که با بازی اشتباه شروع نکنی. کسی که امروز فقط دنبال آرامش است، ممکن است با Elden Ring خسته شود. کسی که داستان عمیق می‌خواهد، شاید با یک جهان صرفا زیبا راضی نشود. کسی که حوصله سیستم‌های پیچیده ندارد، شاید Baldur's Gate 3 را زود رها کند. بهترین بازی فانتزی آن بازی است که در لحظه درست، دروازه درست را باز کند.

مسافری کنار آتش در ساحل شبانه، با کتاب باز، تاس، ابزار سفر و دروازه ای نورانی در انعکاس آب

چرا بازی‌های فانتزی این قدر در ذهن می‌مانند؟

فانتزی در بازی‌ها یک تفاوت مهم دارد: جهان فقط دیده نمی‌شود، تجربه می‌شود. در رمان، تو مسیر قهرمان را می‌خوانی. در فیلم، تصویر را می‌بینی. اما در بازی، حتی اگر داستان از پیش نوشته شده باشد، بدن تو هم وارد جهان می‌شود. تو راه را اشتباه می‌روی، شکست می‌خوری، ذخیره می‌کنی، برمی‌گردی، تصمیم می‌گیری، و گاهی بدون دلیل کنار یک منظره می‌ایستی.

برای همین بعضی بازی‌های فانتزی بعد از سال‌ها مثل مکان در حافظه باقی می‌مانند. نه چون واقعی بوده اند، بلکه چون در آن‌ها زمان گذرانده ایم. Skyrim برای بعضی‌ها یک فصل از زندگی است. The Witcher 3 برای بعضی‌ها یادآور تصمیم هایی است که هنوز ساده نشده اند. Elden Ring برای بعضی‌ها حس ایستادن در برابر جهانی عظیم و شکسته است. Baldur's Gate 3 برای بعضی‌ها خاطره گروهی از همراهان است که انتخاب هایشان مسیر را تغییر داد.

در پایان، بهترین بازی‌های فانتزی فقط سرگرمی‌های خوب نیستند. درهای متفاوتی به سوی تجربه‌های انسانی اند: آزادی، ترس، قدرت، رفاقت، انتخاب، شکست، کشف و بازگشت. ما وارد آن‌ها می‌شویم تا چند ساعت از واقعیت دور شویم، اما اگر بازی خوب باشد، با چیزی روشن‌تر یا سنگین‌تر به واقعیت برمی‌گردیم.

منابع و بررسی رسمی